39.نامه ای به زویا.قسمت بیست و یکم.ترس - تاریخ: 1405/4/24 ساعت: 1:55
خلاصه قسمت‌های قبل: زویا و میلاد در سنین جوانی عاشق یکدیگر شدند؛ اما بعد از مدتی زویا به فرانسه رفته و میلاد بر اثر این اتفاق دچار ضربه روحی شد. او تصمیم به نابودی خود می‌گیرد؛ اما توسط شخصی منصرف می‌شود. بعد از 50 سال زویا به دادگاه فراخوانده شده تا نسبت به قتل میلاد از او بازجویی شود، قتلی که نه ت...
40.خاطره یک دورهم بودن.قسمت اول - تاریخ: 1405/4/24 ساعت: 1:55
من کامران هستم، اگه از خودم بخوام صحبت کنم می تونم این چند جمله رو بنویسم، لاغر، قد متوسط، پوست تیره، چشم های خرمایی صورت کشیده موهای سیاه و حالت دار، بچه چیزهایی علاقه دارم؟ مثل همه پسرها به ورزش اونهم فوتسال سالنی، درون گرا هستم و نمی دونم چه تیپ شخصیتی دارم، مدرک دانشگاهی دارم و در یک شرکت مشغول ...
41.خاطره یک دورهم بودن.قسمت دوم - تاریخ: 1405/4/24 ساعت: 1:55
آنچه گذشت.میلاد بعد از جشن نامزدیش با شادی متوجه شد خواهر و برادرانش تصمیم گرفته اند به ویلای پدر سعید بروند.ادامه داستان.قسمت 2من و شادی و منیژه در ماشین خودمان که سمند سفید با شیشه های دودی داشت نشستیم، مهرشاد و امیر با ماشین شاسی بلند سعید جلوی ما حرکت کردند، مقداری تنقلات خریدیم و با چند سیخ و د...
42.خاطره یک دور هم بودن.قسمت سوم - تاریخ: 1405/4/24 ساعت: 1:55
آنچه گذشت:میلاد بعد از جشن نامزدیش با شادی متوجه شد خواهر و برادرانش تصمیم گرفته اند به ویلای پدر سعید بروند.بعد از رسیدن به ویلا سعید پیشنهاد می دهد مواد مخدر تهیه کرده و مصرف کنند مهرشاد مخالف این عمل است، بین او و سعید درگیری لفظی پیش می آید، اما بالاخره سعید دیگران را وادار می کند تا برای تهیه م...
43.خاطره یک دورهم بودن.قسمت چهارم.پایان - تاریخ: 1405/4/24 ساعت: 1:55
آنچه گذشتمیلاد بعد از جشن نامزدیش با شادی متوجه شد خواهر و برادرانش تصمیم گرفته اند به ویلای پدر سعید بروند. بعد از رسیدن به ویلا سعید پیشنهاد می دهد مواد مخدر تهیه کرده و مصرف کنند مهرشاد مخالف این عمل است، بین او و سعید درگیری لفظی پیش می آید.در نهایت سعید موفق می شود تا حرف خود را به کرسی بنشاند،...
44.نامه ای به زویا.قسمت بیست و دوم.خواب اجباری - تاریخ: 1405/4/24 ساعت: 1:55
خلاصه قسمت‌های قبل: زویا و میلاد در سنین جوانی عاشق یکدیگر شدند؛ اما بعد از مدتی زویا به فرانسه رفته و میلاد بر اثر این اتفاق دچار ضربه روحی شد. او تصمیم به نابودی خود می‌گیرد؛ اما توسط شخصی منصرف می‌شود. بعد از 50 سال زویا به دادگاه فراخوانده شده تا نسبت به قتل میلاد از او بازجویی شود، قتلی که نه ت...
45.نامه‌ ای به زویا.قسمت بیست و سوم.غریبه - تاریخ: 1405/4/24 ساعت: 1:55
خلاصه قسمت‌های قبل: زویا و میلاد در سنین جوانی عاشق یکدیگر شدند؛ اما بعد از مدتی زویا به فرانسه رفته و میلاد بر اثر این اتفاق دچار ضربه روحی شد. او تصمیم به نابودی خود می‌گیرد؛ اما توسط شخصی منصرف می‌شود. بعد از 50 سال زویا به دادگاه فراخوانده شده تا نسبت به قتل میلاد از او بازجویی شود، قتلی که نه ت...
46.آقای میم.قسمت اول - تاریخ: 1405/4/24 ساعت: 1:55
سلام آقای (میم) خوبید آقای میم؟ صبح بخیر آقای میم، تنها هستید آقای میم؟ دیدینش آقای میم؟ امروز جواب دادش آقای میم؟حرف های مزخرف تمومی نداره، از این حرف ها خسته شدم، بدم میاد، حالم بهم می خوره و دوست دارم در جواب هر کسی که گفت آقای میم برگردم به طرفش و یک اوق حجم دار بزنم تو صورتش درست مثل یک سال پیش...
47.آقای میم.قسمت دوم - تاریخ: 1405/4/24 ساعت: 1:55
آنچه گذشت:آقای میم صاحب یک شرکت تجاری بود. از خصوصیات او گوشه‌گیری و خجالتی بودنش است، آقای میم بصورت اتفاقی در یک مهمانی با خانم الف آشنا می‌شود و تصمیم می‌گیرد با او ازدواج کند.دوستان آقای میم یک جشن در کافه نوژان ترتیب می دهند و قرار بود که در این جشن آقای میم علاقه خود را به خانم الف بیان کند ام...
48.سقوط من در هواپیما - تاریخ: 1405/4/24 ساعت: 1:55
- در تمام عمرم سعی کردم مثل بقیه آدم ها باشم، منظورم اینه که بگم، بخندم، شوخی کنم، فحش بدم.آره فحش بدم!!! تعجب کردی؟ فحش دادن عادی نیست یا من انجام بدم خلافه؟ اگه معمولی و متداول نیست پس چرا جامعه با این بددهن‌ها دوستانه رفتار میکنه؟ پس اگر فحش بدم آدم بدی میشم؟ بی ادب هستم؟ تا به حال فکر کردی بین م...
تناسخ - تاریخ: 1401/11/15 ساعت: 17:53
فکر میکنه من نمی بینم هر وقت جلوی این خونه میرسم یواشکی از پشت پنجره مراقب منه، ای دختر بازی گوش نمی دونم عاشقم شده؟ یا بازیش گرفته، شایدم تنهاست و دوست داره با کسی حرف بزنه؟ چه کسی هم بهتر از من؟ ولی زبون من رو که بلد نیست!! عجیب اندر عجییبه.به من چه که نگاه میکنه اصلاً چه دخلی به من دارد؟غذا که خو...
نامه دهم به زویا.این قسمت هذیان گویی - تاریخ: 1401/11/15 ساعت: 17:53
امروز حالم خیلی بد است، خرابه خراب.شبها بیدار هستم و روزها در خواب درست مانند خفاش.فکر کنم معشوقه این حیوان عجیب و غریب هم به او بی وفایی کرده که در بین تمام حیوانات انگشت نما شده بیچاره روزها می خوابد اما شبها بیدار هستند.امروزظهر وقتی از خواب بلند شدم گرفته حال بودم، غمگین بودم، عصبی بودم، مرگ داش...
نامه یازدهم به زویا، این قسمت زویا در جایگاه اتهام - تاریخ: 1401/11/15 ساعت: 17:53
قاضی رو به زویا کرد و گفت شما قسمخوردهاید که بهجز حقیقت سخن دیگری نگویید، شما تعهد دادهاید که روایت ساده و در ضمن حقیقت ارتباط خود را با آقای میلاد بهصورت شفاف بیان کنید، دادگاه این خطا را بهعنوان لقلقه زبان نادیده میگیرد یکمرتبه دیگر به شما خاطرنشان میکنم ما اینجا جمع شدهایم تا عدالت را بهخوبی انجا...